مهدویت و آخر زمان

بررسی ادلّه مشروعیت سنّت (۱۵) – بررسی «آیه ۴۶ الحاقه» و «آیه۲۱ احزاب»

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله.

توجه : برخی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط شماره موجود در بخش تماس با ما به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هفتاد و هفتم ۹۹/۰۳/۲۶

موضوع: بررسی ادلّه مشروعیت سنّت (۱۵) – بررسی «آیه ۴۶ الحاقه» و «آیه۲۱ احزاب»

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیه الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله.

به همه دوستان سلام عرض می‌کنیم و از حضور‌شان در کلاس مجازی تشکر می‌کنیم. در چند روز گذشته دو سه تا شبهه‌ای که مشهور شده بود را عرض کردیم و پاسخ دادیم.

در ادامه به اصل بحثی که قبل از تعطیلات کرونا داشتیم بر می‌گردیم و در چند روز باقی مانده همان بحث اصلی خودمان که “مشروعیت عمل به سنت” بود را مقداری بحث کنیم.

 الان این شبهه، هم در داخل و هم خارج و هم در میان اهل‌سنت و هم در میان شیعه خیلی مطرح است که آن‌چه که برای ما مهم است، قرآن است.

الان بعضی از طلبه‌ها و حتی بعضی از اساتید می‌گویند فعلاً: «حسبنا کتاب الله»!! آن‌چه که برای ما مهم است کتاب خدا است و ما دلیلی بر مشروعیت سخنان پیغمبر نداریم!!

می‌گویند سخنان پیغمبر دست به دست گشته و به قدری تغییرات در سنت ایجاد شده که ما دیگر آن اعتمادی که باید به سنت داشته باشیم را نمی‌توانیم داشته باشیم؛ چون آن زمان این‌طور نبود که سخنان پیامبر را ضبط و پیاده کنند و یا فیلمبرداری کنند.

در آن زمان رسول اکرم و ائمه سخنانی را می‌فرمودند و آقایان سخنان ائمه را در منزل با املای خودشان می‌نوشتند، بعضی مطالب یادشان می‌رفت و فراموش می‌کردند و بعضی از مطالب را جابجا می‌کردند.

ما در این مورد به طور مفصل بحث کردیم و عرض کردیم بر این‌که این حرف، حرف بی‌اساس است. همان زمان هم افراد خیلی تند نویس بودند. سخنان رسول اکرم و ائمه را می‌نوشتند بعد به رسول اکرم و ائمه عرضه می‌کردند و برایشان قرائت می‌کردند.

ما این همه کتاب از ائمه (علیهم السلام) داریم. کتاب «فضل بن شاذان» را خدمت آقا امام عسکری (سلام الله علیه) می‌آورند، می‌گویند «فضل بن شاذان» همچین کتابی نوشته است؛ حضرت می‌گوید خوشا به حال «خراسانی»‌ها که همچنین آدمی دارند.

کتاب «یونس بن عبدالرحمن» و کتاب‌های دیگری را که می‌نوشتند، این کتاب‌ها را به ائمه (علیهم السلام) عرضه می‌کردند، اگر کتاب اشکالاتی داشت، ائمه اشکالاتش را بر طرف می‌کردند و اگر تغییراتی هم لازم بود، تغییرات را اِعمال می‌کردند.

روایت مشهور «یونس بن عبدالرحمن» را ما خواندیم که گفت: من تمام «عراق» و «حجاز» را زیر پا گذاشتم و تمام روایاتی که شیعیان، از ائمه شنیده بودند را جمع کردم و خدمت آقا امام هشتم (سلام الله علیه) آوردم.

آقا امام هشتم تعداد زیادی از این روایات را انکار فرمودند و فرمودند این‌ها روایات ما نیست و آن‌هایی که بوده را تصحیح فرمودند.

بنابراین به این شکل نیست که این‌ها مَن در آوردی بگویند که چون چنین و چنان بوده و خوب ضبط نشده و… ما نمی‌توانیم به این روایات اعتماد کنیم! اضافه بر این‌که ما یک سری روایات املائی داریم که حضرت «أملأ علیه» یعنی حضرت به راوی املا کرد؛ یعنی آهسته آهسته فرمود و راوی نوشت.

ما این همه مکاتبات از ائمه (علیهم السلام) داریم. یکی دو مورد نیست؛ از نبی مکرم این همه مکاتبات داریم، آقای «احمدی میانجی» (رضوان الله تعالی علیه) تمام مکاتبات رسول اکرم را در چند جلد جمع آوری کرده است.

این‌ها مشخص است بر این‌که این‌چنین نیست که ما بیاییم فقط  یک مطالبی را شعاری بگوییم که بله مردم پای سخن پیغمبر یا ائمه (علیهم السلام) می‌نشستند و مطالبی را می‌شنیدند، به منزل می‌رفتند و خودشان می‌نوشتند و لذا مطالبی، کم یا زیاد می‌شد!!

اضافه بر این‌که ما مطالب زیادی در گذشته خواندیم که:

«کان جبریل ینزل على النبی بالسنه کما ینزل علیه بالقرآن»

جبرئیل، سنت را بر پیغمبر نازل می‌کرد همان‌طوری که قرآن را نازل می‌کرد!

«ویجمع ذلک کله وما ینطق عن الهوى»

فتح الباری شرح صحیح البخاری؛ اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاه: ۸۵۲ ، دار النشر: دار المعرفه – بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج۱۳، ص۲۹۱

ما این‌ها را به طور مفصل مطرح کردیم و تعدادی از آیات را هم آوردیم که همه این آیات بر مشروعیت سنّت نبی مکرم دلالت می‌کند. مثل آیه:

(وَمَا ینْطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْی یوحَى)

و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید! آنچه می‌گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست!

سوره نجم (۵۳): آیات ۳ و ۴

از مفسرین شیعه آوردیم که گفتند این‌ آیه هم شامل قرآن است و هم شامل سنت است. اقوال مفسرین اهل‌سنت را آوردیم که گفتند این‌ آیه شامل سنت و قرآن است. آیه:

(وَیعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ)

و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد

سوره بقره (۲): آیه ۱۲۹

را مطرح کردیم و گفتیم که در حقیقت می‌شود گفت هم احادیث اهل‌بیت و هم مفسرین شیعه و هم مفسرین اهل‌سنت تقریباً اجماع دارند که در این آیه مراد از «کتاب»، قرآن است و مراد از «حکمت»، سنت است. این‌ها کاملاً‌ واضح و روشن است.

آیه سومی که مطرح کردیم آیه ۷ سوره حشر بود:

(وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا)

آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید؛

سوره حشر (۵۹): آیه ۷

این‌ها را ما آوردیم. احادیث اهل‌بیت در تفسیر این آیه را مطرح و جمع‌بندی کردیم، سخنان مفسران شیعه را آوردیم و آراء مفسران و فقهاء را تا حدودی بحث کردیم بر این‌که فقهای ما به این آیه در ابواب مختلف فقهی استدلال کرده‌اند.

مثلاً «شیخ طوسی» در رابطه با بحث این‌که نماز چگونه باید خوانده شود، زکات چگونه باید داده شود، گفته است بر این‌که اینها به بیان پیغمبر محول شده، به دلیل آیه شریفه:

(وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ)

آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)

سوره حشر (۵۹): آیه ۷

و همچنین در جاهای دیگر مرحوم «طبرسی» به همین شکل عبارتی داشت، «قطب الدین راوندی» همین تعبیر را داشت.

در رابطه با کیفیت «نماز استسقاء»، «نماز استخاره»، «نماز میت» و امثال این‌ها را ما به طور مفصل قبل از تعطیلی کرونا خواندیم بر این‌که نشان می‌دهد که سنت رسول اکرم، با قرآن هیچ تفاوتی ندارد؛ فقط در قرآن تحدّی آمده و قطعی الصدور است؛ ولی در روایات ائمه (علیهم السلام) یا احادیث النبی، تحدّی در آن نیست!

و همچنین در قرآن ما احتیاج به بررسی سندی و تشخیص آیه صحیح از ضعیف نداریم؛ ولی در احادیث، خودشان فرمودند بر این‌که احادیثی که از ما به شما می‌رسد:

« إِذَا حَدَّثْتُمْ بِحَدِیثٍ فَأَسْنِدُوهُ إِلَى الَّذِی حَدَّثَکُمْ فَإِنْ کَانَ حَقّاً فَلَکُمْ وَ إِنْ کَانَ کَذِباً فَعَلَیْهِ.»

الکافی (ط – الإسلامیه)، نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیه، ج۱، ص۵۲، بَابُ رِوَایَهِ الْکُتُبِ وَ الْحَدِیثِ وَ فَضْلِ الْکِتَابَهِ وَ التَّمَسُّکِ بِالْکُتُب‏، ح۷

فرمود: سند روایت را ذکر کنید و بررسی سندی کنید. ائمه (علیهم السلام) راویانی که به دروغ از ائمه مطالبی نقل می‌کردند را معرفی و مفتضح کردند؛ راویانی که صادق و مورد اعتماد ائمه بودند، این‌ها را برای مردم معرفی کردند که این دسته از روات مطالبی که از ما نقل می‌کنند هر چه این‌ها می‌گویند کلام این‌ها، کلام ما است. مثلاً فرمود:

«الْعَمْرِیُّ وَ ابْنُهُ ثِقَتَانِ فَمَا أَدَّیَا إِلَیْکَ عَنِّی فَعَنِّی یُؤَدِّیَان‏»

الکافی (ط – الإسلامیه)، نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیه، ج۱، ص۳۳۰، بَابٌ فِی تَسْمِیَهِ مَنْ رَآهُ‏‏، ح۱

امثال این قضایا را به طور مفصل داشتیم. ما همچنین اقوال مفسران اهل‌سنت را تقریباً تا حدودی گفتیم ولی بحث‌مان ناقص ماند. آقایان می‌گویند:

(وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ)

آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)

سوره حشر (۵۹): آیه ۷

اول در مورد غنائم جنگی نازل شد، بعد در جمیع دین کاربرد پیدا کرد. «ماوردی شافعی» به همین شکل ایشان تعبیر می‌کند. «سمعانی» از بزرگان اهل‌سنت است می‌گوید مراد از این آیه، کل فرمایشات پیغمبر است، چه قرآن باشد و چه سنت.

«قرطبی» که تقریباً می‌شود گفت از عمده مفسرین قرن ۶ و ۷ هجری است و تفسیرش، خلاصه‌ای از تفاسیر ۶ قرن اول اسلام است، از «ماوردی» نقل می‌کند:

«محمول على العموم فی جمیع أوامره ونواهیه… والآیه وإن کانت فی الغنائم فجمیع أوامره صلى الله علیه وسلم ونواهیه دخل فیها»

الجامع لأحکام القرآن؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاری القرطبی الوفاه: ۶۷۱، دار النشر: دار الشعب – القاهره، ج ۱۸، ص ۱۷

«ابن کثیر دمشقی» هم به همین شکل می‌گوید. «البقاعی ابراهیم ابن عمر» متوفای ۸۵۵ می‌گوید:

«لا ینطق عن الهوى ولا یقول ولا یفعل إلا ما أمره به الله ربه»

هر چه که پیغمبر نطق می‌کند و کاری انجام می‌دهد، تمام این‌ها دستورات خدای عالم است.

«فمن قبل ذلک هانت علیه الأمور»

هر کس این مطلب را قبول کند مشکلات برای او حل است.

نظم الدرر فی تناسب الآیات والسور؛ اسم المؤلف: برهان الدین أبی الحسن إبراهیم بن عمر البقاعی الوفاه: ۸۵۵هـ، دار النشر: دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۴۱۵هـ- ۱۹۹۵م، تحقیق: عبد الرزاق غالب المهدی، ج۷، ص۵۲۳

«شهاب الدین شافی» می‌گوید:

«ولا تتفهموا فی افعاله واقواله غیر الحق»

در افعال و اقوال پیغمبر جز حق چیزی به ذهن شما نیاید.

«آلوسی» که سلفی العقیده است، ایشان از «زمخشری» و دیگران مطرح می‌کند، می‌گوید تمام مأمورات و دستورات رسول اکرم در این آیه جمع است.

«علیمی مقدسی مجدالدین» می‌گوید این آیه در امر «فئ» و «غنائم» نازل شده بعد در جمیع اوامر پیغمبر توسعه پیدا کرده.

«طنطاوی» که از مفسرین معاصر ما است و ایشان مدتی رئیس «الأزهر» بوده می‌گوید:

«والمقصود به هنا ما جاءهم به الرسول (صلى اللَّه علیه وسلم) من هدایات وتشریعات، وآداب»

التفسیر الوسیط للقرآن الکریم؛ المؤلف: محمد سید طنطاوی، الناشر: دار نهضه مصر للطباعه والنشر والتوزیع، الفجاله – القاهره، الطبعه: الأولى؛ ج ۱۴ ص ۲۹۵

آیه دیگری که در این‌جا مطرح است آیه شریفه:

(وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَینَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ، لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیمِینِ، لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیمِینِ)

اگر او سخنی دروغ بر ما می‌بست، ما او را با قدرت می‌گرفتیم، سپس رگ قلبش را قطع می‌کردیم

سوره الحاقه (۶۹): آیات ۴۴ و ۴۵ و ۴۶

است. می فرماید: اگر چنان‌چه پیغمبر، سخنی به دروغ بر ما بگوید

(لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیمِینِ)

مراد از «یمین» یعنی ما او را نابودش می‌کنیم و از بین می‌بریم!

(ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ)

سپس رگ قلبش را قطع می‌کردیم

سوره الحاقه (۶۹): آیه ۴۶

یعنی این‌طوری نیست که پیغمبر را (نستجیر بالله) فرستادیم خدای نکرده ایشان یک حرفی بخواهد علیه ما بزند. عبارت؛

(وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَینَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ)

درست است به ظاهرش بحث قرآنی است؛ ولی آیه دلالت می‌کند بر این‌که منظور «بِکُلِّ مَا تَقَوَّلَ عَلَینَا»‌ است. یعنی کل گفتاری که از دو لب‌ پیغمبر بیرون می‌آید، همه این‌ها از ناحیه ما است. حتی ما روایت و عبارتی از اهل‌سنت خواندیم که حتی شوخی‌های پیغمبر هم مشمول وحی الهی است.

حضرت شوخی‌هایی می‌کند که برای ما مشروعیت داشته باشد؛ چون قول و فعل پیغمبر برای ما حجت است. مفسران شیعه در این‌جا به صورت مفصل مطالبی را مطرح کردند.

مرحوم «شیخ طوسی» می‌گوید:

«(ولو تقول علینا بعض الأقاویل) اخبار من الله تعالى على وجه القسم أن هذا الرسول الذی حکى بأن القرآن نزل علیه من عند الله وهو محمد (صلى الله علیه وآله) لو تقول على الله فی بعض کلامه، ومعناه لو کذب علینا فی بعض ما لم یؤمر به، فالتقول تکلف القول من غیر رجوع إلى حق»

التبیان فی تفسیر القرآن؛ المؤلف: الطوسی، محمد بن الحسن (المتوفى۴۶۰ق)، تحقیق وتصحیح: أحمد حبیب قصیر العاملی، ناشر: مکتب الإعلام الإسلامی، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۹هـ. ج۱۰، ص ۱۰۹

البته ایشان عمدتاً این‌ها را روی قرآن پیاده می‌کند. مرحوم «طبرسی» هم به همین شکل می‌فرماید اگر بعضی از اقوالی که به او نگفته‌ایم بخواهد از ناحیه نفس خودش بیان کند:

«(لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیمِینِ) أی لأخذنا بیده التی هی الیمین على وجه الإذلال»

مراد از «یمین» یعنی دست ذلت او را می‌گیریم. اشاره به این‌که مثلاً از جایگاه خودش بیرون می‌اندازیم. همان‌طوری که سلطان می‌گوید:

«یا غلام خذ بیده فأخذها إهانه»

مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ تألیف: أمین السلام أبی علی الفضل بن الحسن الطبرسی حققه وعلق علیه: لجنه من العلماء والمحققین الأخصائیین، قدم له: السید محسن الأمین العاملی، منشورات مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، بیروت – لبنان؛ ج ۱۰، ص ۱۱۴

این مسائل به طور مفصل می‌آید تا مرحوم «طباطبائی» در «المیزان» هم به همین شکل می‌آید می‌گوید این‌ها کاملاً نشان می‌دهد بر این‌که اقوال پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) همه از ناحیه خدای عالم است. و همچنین برخی دیگر در ذیل این آیه دارند که:

«أن الرسول لم یکن مأذوناً لبیان أی کلام فی مجال التشریع ولم یسمح له أن یشرّع من تلقاء نفسه بما یشاء»

اختصاص الشیعه فی التمسک بالقرآن الکریم، الشیخ حسین غیب غلامی الهرساوی، مرکز الأبحاث العقائدیه، الطبعه الأولى – سنه ۱۴۲۲ ه – ص ۲۰

این‌که پیامبر از ناحیه خودش یک شریعتی بیاورد و چیزی را به عنوان مشروع بشمارد، نبی مکرم همچنین اختیاری ندارد، تمام آن‌چه را که از شریعت بیان می‌کند، چه نماز و کیفیت نماز باشد، و چه روزه و کیفیت روزه باشد، هیچ کدام از این‌ها از ناحیه خود رسول نیست.

بعضی از مفسران اهل‌سنت آمدند «لو تقول علینا» را فقط به قرآن اختصاص دادند؛ ولی بعضی از بزرگان‌شان مثل «طنطاوی» که یک آدم خیلی توانمندی است می‌گوید:

«والأقاویل: جمع أقوال، الذی هو جمع قول، فهو جمع الجمع. أى: ولو أن محمدا صلى اللَّه علیه وسلم افترى علینا بعض الأقوال، أو نسب إلینا قولا لم نقله، أو لم نأذن له فی قوله. لو أنه فعل شیئا من ذلک على سبیل الفرض»

التفسیر الوسیط للقرآن الکریم؛ المؤلف: محمد سید طنطاوی، الناشر: دار نهضه مصر للطباعه والنشر والتوزیع، الفجاله – القاهره، الطبعه: الأولى؛ ج ۱۵ ص ۸۵

می گوید بر فرض محال، اگر پیغمبر همچین چیزی را بیان بکند همه این‌ها نشان می‌دهد که از ناحیه خدای عالم است. هیچ چیزی را از ناحیه خودش انجام نمی‌دهد.

«محمود محمد مزروعه» از علمای بزرگ اهل‌سنت است می‌گوید:

«ومن الآیات التی تقطع بأن السنه وحی من عند الله – تعالى – وأن الرسول – صلى الله علیه وسلم – لا ینطق فیما یتصل بالتشریع إلا بما یوحی الله – تعالى – إلیه، قوله – سبحانه – فی شأن رسوله – صلى الله علیه وسلم: { وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ }{ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ }{ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ }{ فَمَا مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِینَ } (الحاقه:۴۴-۴۷ ).»

این کاملاً مشخص است بر این‌که آقایان که آمدند کلمه: (وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَینَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ) که به تعبیر «طنطاوی»، جمع الجمع است؛ یعنی هر قولی را پیغمبر بدون اتصال به وحی بخواهد بیان کند خدای عالم او را تهدید کرده است.

«فهذه الآیات تدل بوضوح شدید على أن الرسول – صلى الله علیه وسلم – لا یقول شیئًا – فیما یتصل بالدین – إلا بما یوحی إلیه الله به – وکذلک لا یفعل»

شبهات القرآنیین حول السنه النبویه؛ المؤلف: محمود محمد مزروعه، الناشر: مجمع الملک فهد لطباعه المصحف الشریف بالمدینه المنوره ؛ج ۱، ص ۱۱

رسول اکرم نه کاری را انجام می‌دهد و نه سخنی را بیان می‌کند. ایشان هم به طور مفصل در این‌جا این مسئله را مطرح می‌کند.

من این فایل را در این ماه رمضان یک مقدار فرصت داشتم، مقداری بالا و پایین کردم، تلخیص کردم و بعضی از مطالب زائدش را حذف کردم. ان شاء الله این را در سایت قرار می‌دهیم تا عزیزان داشته باشند.

آیات در این زمینه زیاد است؛ ما به همین آیات اکتفاء می‌کنیم؛ در بعضی از آیات هم ما داریم که رفتار و گفتار پیغمبر را به عنوان حجت شرعی برای مؤمنین و مسلمان‌ها مطرح می‌کند. این دیگر بحث قرآن نیست، بلکه حجیت رفتار نبی مکرم را بیان می کند. آیه ۲۱ سوره احزاب:

(لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ)

مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود

سوره احزاب (۳۳): آیه ۲۱

می فرماید: پیغمبر برای شما اسوه و الگوی شایسته است؛ «أسوه» مطلق است، هم شامل گفتار می شود، هم رفتار و هم شامل تقریر می‌شود.

اگر کسی پیش پیغمبر سخنی بگوید و کاری انجام دهد و این سخن و این کار او، خلاف شرع باشد، پیغمبر «فله البیان»؛ باید بیان کند ولی اگر بیانی نکرد، تقریر پیغمبر هم برای ما حجت است.

مرحوم «شیخ طوسی» می‌گوید:

«هذا خطاب من الله تعالى للمکلفین، یقول لهم: ان لکم معاشر المکلفین ” فی رسول الله أسوه حسنه ” أی اقتداء حسن، فی جمیع ما یقوله و یفعله»

در تمام آن‌چه که می‌گوید و در تمام کارهای که انجام می‌دهد، شما مکلف هستید پیغمبر را الگو برای خودتان قرار دهید.

«متى فعلتم مثله کان ذلک حسنا»

آن‌چه که پیغمبر انجام می‌دهد شما انجام دهید این کار، کار خوبی است.

بعد می‌گوید:

«وذلک یدل على أن الاقتداء بجمیع افعال النبی صلى الله علیه وآله حسن جائز إلا ما قام الدلیل على خلافه»

تمام افعال پیغمبر برای مسلمان‌ها حجت و جایز است الا ما دلیلی بر خلافش داشته باشیم.

التبیان فی تفسیر القرآن؛ المؤلف: الطوسی، محمد بن الحسن (المتوفى۴۶۰ق)، تحقیق وتصحیح: أحمد حبیب قصیر العاملی، ناشر: مکتب الإعلام الإسلامی، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۹هـ. ج۸، ص ۳۲۸

البته اگر یک چیزی از مختصات رسول اکرم باشد، آن بحثش جداست. مثل ازدواج بیش از ۴ زن دائم و مسائل دیگر، یا عقد بدون مهر و امثال این‌ها چند موردی است که از مختصات نبی مکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) است.

مادامی که ما دلیلی نداریم که یک عملی از مختصات پیغمبر است، در تمام این موارد، ما موظف هستیم از نبی مکرم تبعیت کنیم.

مرحوم «طبرسی»‌ همین‌طور می‌گوید:

« معاشر المکلفین (فی رسول الله أسوه حسنه) أی : قدوه صالحه»

ای مؤمنین، پیامبر نمونه صالحی برای شما است

«فلان أسوه أی: لی به اقتداء»

ایشان می‌گوید:

« والأسوه من الاتساء، کما أن القدوه من الاقتداء اسم وضع موضع المصدر»

این‌ها اسمی است که در حقیقت به جای مصدر آمده!

مجمع البیان فی تفسیر القران؛ الطبرسی، الفضل بن الحسن (المتوفى۵۴۸ق)، تحقیق: لجنه من العلماء والمحققین الأخصائیین، ناشر: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات ـ بیروت، الطبعه الأولى، ۱۴۱۵هـ ـ ۱۹۹۵م. ج۸، ص ۱۴۴

یعنی شما در تمام کارهایی که پیغمبر انجام می‌دهد، شما می توانید انجام دهید و مساوی و برابر هستید، یا می‌توانید در تمام مسائل به او اقتداء کنید.

 «ابن شهرآشوب مازندرانی» این آیه را همراه با:

«وقوله ( وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ ) یدلان على وجوب الاقتداء بالنبی (ص) فی جمیع أفعاله إلا ما خص به»

می آورد بعد می‌گوید:

«هذه الآیه دلیل لنا لأنها توجب التأسی»

بر ما واجب است تأسی و تبعیت کنیم و آن‌چه را که پیغمبر انجام می‌دهد عین آن‌چه که او انجام می‌دهد ما انجام بدهیم.

متشابه القرآن ومختلفه؛ المازندرانی، محمد على بن شهرآشوب، (المتوفی۵۸۸هـ)، ناشر: چاپخانه شرکت سهامى طبع کتاب، سال چاپ : ۱۳۲۸، ج۲، ص ۱۵۵

«ابن ادریس حلی» نوه دختری «شیخ طوسی» (رضوان الله تعالی علیه) می‌گوید:

«یدلّ على أنّ الاقتداء بجمیع أفعال النبی (صلى الله علیه وآله وسلم) حسن جائز، إلاّ ما قام الدلیل على خلافه»

المنتخب من تفسیر القرآن والنکت المستخرجه من کتاب التبیان (موسوعه إبن إدریس الحلی)؛ الحلی، ابن إدریس (متوفای ۵۹۸ق)، تحقیق: السید مهدی الرجائی، إشراف: السید محمود المرعشی، ناشر: مکتبه آیه الله العظمى المرعشی النجفی العامه، ج۳، ص ۱۸

«سیدحیدر عاملی» که از شعرای مشهور بوده و اشعار زیادی در رابطه با حضرت امیر بیان کرده؛ ایشان هم به همین شکل می‌گوید این آیه نشان می‌دهد بر این‌که پیغمبر اکرم اسوه، قدوه، نمونه و الگو برای ما هستند، ما باید تأسی و تبعیت کنیم از آن چه که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) انجام می‌دهد.

 مرحوم «فیض کاشانی» می‌گوید:

«( لقد کان لکم فی رسول الله أسوه حسنه ) فی أفعاله وأخلاقه»

پیغمبر هم در افعالش و هم در اخلاقش برای ما الگو و اسوه هست.

التفسیر الصافی؛ الفیض الکاشانی، محمد محسن (المتوفی ۱۰۹۱ق)، تحقیق: صححه وقدم له وعلق علیه العلامه الشیخ حسین الأعلمی، چاپ: الثانیه، ناشر : مکتبه الصدر – طهران، چاپخانه: مؤسسه الهادی – قم المقدسه، سال چاپ: رمضان ۱۴۱۶ – ۱۳۷۴ ش، ج۴، ص۱۸۰

حتی اخلاق پیغمبر با زن و بچه‌اش، اخلاق و برخوردش با فرزندانش، برخوردش با همسایه‌ها و برخوردش با دشمنان، برخوردش با دوستان، همه می تواند الگو برای ما باشد.

 پیغمبر در بعضی از موارد غضبناک می‌شد این برای ما حجت است که ما هم در آن طور موارد باید غضبانک شویم؛ یعنی آن‌طوری نشود اگر یک فردی کار نادرستی انجام داد، ما از کنارش به سادگی رد بشویم و فقط به امر به معروفی اکتفا بکنیم.

تمام اخلاق پیغمبر چه در مسائل خانوادگی، چه در مسائل اجتماعی، چه با دوستان، چه با دشمنان، چه با مخالفان، در تمام این‌ها پیغمبر برای ما اسوه هستند.

مرحوم آیت‌الله العظمی «بروجردی» در کتاب «تفسیر الصراط المستقیم» می‌گوید این آیه دلالت می‌کند:

«على حجّیه قوله وفعله وتقریره»

قول، فعل و تقریر پیغمبر برای ما حجت است.

تفسیر الصراط المستقیم؛ البروجردی، السید حسین (متوفای ۱۳۴۰ق)، تحقیق : صححه وعلق علیه الشیخ غلامرضا بن علی أکبر مولانا البروجردی، ناشر : مؤسسه أنصاریان للطباعه والنشر، چاپخانه : الصدر – قم، سال چاپ : ۱۴۱۶ – ۱۹۹۵ م، ج۵، ص۳۸۱

مرحوم «طباطبائی»‌ هم همین‌طور می گوید. این آیه نشان می‌دهد بر این‌که این قضیه برای ما یک تکلیف ثابت و مستمر است؛ یعنی چیزی نیست که فقط و فقط در یک مورد خاص و در یک زمان و مقطع معینی ما باید به پیغمبر تأسی کنیم. در تمام حالات الی قیام قیامت تأسی به پیغمبر در قول و فعل، برای ما حجت است.

مرحوم «سید مرتضی علم الهدی» هم به همین شکل می‌گوید که پیغمبر در جمیع احوالش برای ما حجت است بعد می‌گوید:

«وقد یجوز أن یستدل على ذلک بقوله تعالى: (لقد کان لکم فی رسول الله أسوه حسنه) وبقوله تعالى: (فاتبعوه) .»

الذریعه (أصول فقه) – الشریف المرتضى، تحقیق تصحیح وتقدیم وتعلیق: أبو القاسم گرجی، چاپخانه: دانشگاه تهران، ج۲، ص ۵۷۶

مرحوم «شیخ طوسی» در یک بحث دیگری به طور مفصل می‌گوید:

«فجمیع افعاله سواء فی انه یتأسى به الا ما استثنى»

تمام افعال پیغمبر برای ما یکسان است. در این‌که باید از او تأسی و تبعیت و اقتداء کنیم الا آن موارد استثنائی.

«وما قدمناه یدل على صحه ذلک وقوله لقد کان فی رسول الله أسوه حسنه»

حالا مِنْ قولٍ باشد یا فعلٍ باشد. در ادامه یک عبارتی را از خلیفه دوم عمر نقل می‌کند که آمد «حجر الأسود» را بوسید و برگشت گفت:

«اعلم انک حجر لا تضر ولا تنفع»

تو یک سنگی هستی به کسی نه ضرر می‌رسانی و نه نفعی می‌رسانی!

 عقیده‌اش این بود و بیش از این به قولی ایمانی نبود، بعد گفت:

«ولولا انی رأیت رسول الله قبلک ما قبلتک»

اگر من ندیده بودم که پیغمبر تو را می‌بوسد من تو را نمی‌بوسیدم!

العده فی أصول الفقه ( عده الأصول ) ( ط.ق )؛ الشیخ الطوسی تحقیق: محمد مهدی نجف، ناشر: مؤسسه آل البیت ( ع ) للطباعه والنشر، ج ۳ ص ۵۴

یا روایتی است که از «ام السلمه» سوال کردند آیا در حالت روزه، انسان می‌تواند همسرش را ببوسد؟ جواب داد:

«کانَ رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم) یفعلُ ذلک»

البته ما از این عبارت‌ها از «عایشه» الی ماشاء الله داریم؛ یک سری مسائلی را بیان می‌کند که انسان خجالت می‌کشد آن‌ها را بیان بکند.

به طور مثال یکی از چیزهای که در «صحیح بخاری» آمده و دیگران نیز آورده‌اند این است که اگر کسی با همسرش نزدیکی کند ولی انزال منی نشود چه صورت دارد؟ شاید بیش از پنجاه، شصت روایت از «عایشه» در این زمینه نقل کردند.

عایشه برگشت در جواب گفت: بله پیغمبر آن زمانی که پیر بود (نستجیر بالله) معذرت می‌خواهم، نعوذی نداشت با من نزدیکی می‌کرد و انزال هم نمی‌شد؛ ولی هر دوی ما می‌رفتیم غسل می‌کردیم. فلان کار را پیغمبر می‌کرد این‌چنین بود…

یا از «عایشه» سوال می‌کنند غسل چطوری است؟ خودش می آمد عملاً غسل کردن را نشان می داد. حالا به قول آقایان توجیح می کنند که آن کسی که آن‌جا بوده محرمش بوده، سر و سمت راست و سمت چپ را غسل می‌کرده و می‌گفت غسل جنابت یا غسل‌های دیگر این‌طوری است. ما از این‌طور مطالب و از این مباحث مخصوصاً در کتب اهل‌سنت الی ماشاء الله داریم.

همچنین مرحوم «سید مرتضی» دارد:

«أنا إنما أمرنا باتباعه فی الأفعال الواجبات والمندوبات دون المباحات»

ایشان می گوید: به مباحات ما می‌توانیم عمل بکنیم و می‌توانیم عمل هم نکنیم؛ ولی در واجبات و مستحبات ما مأمور هستیم از او تبعیت کنیم.

 ایشان مثال می زند و می گوید:

«والنکاح مباح جار مجرى الأکل والشرب اللذین لم نؤمر باتباعه فیهما»

الناصریات؛ المرتضی علم الهدی، علی بن الحسین بن موسی (متوفاى۴۳۶هـ)، تحقیق: مرکز البحوث والدراسات العلمیه، ناشر : رابطه الثقافه والعلاقات الإسلامیه مدیریه الترجمه والنشر، چاپخانه : مؤسسه الهدى، سال چاپ : ۱۴۱۷ – ۱۹۹۷ م، ص۳۲۷

مثلا در بحث نکاح، اگر یک کسی تمایلی به ازدواج کردن ندارد، می تواند ازدواج نکند. البته این مثالی است که مرحوم «سید مرتضی» زده و طرف می‌داند اگر هم ازدواج نکند به حرام نمی‌افتد.

همه این‌ها نشان می‌دهد بر این‌که در واجبات و مستحبات ما مأمور هستیم از پیامبر تبعیت بکنیم، البته تبعیت در واجبات و در محرمات بحث امری و نهی است و الزامی است و در مندوبات و مکروهات امر و نهی غیر الزامی است به آن مباحثی که ما داریم. در هر صورت آن‌چه که نبی مکرم انجام می‌دهد تمامی این‌ها برای ما حجت است.

مرحوم «سید عبدالاعلی سبزواری» که از فقهای معاصر ما هستند و در سال ۱۴۱۴ از دنیا رفتند. همان نزدیک رحلت امام (رضوان الله تعالی علیه) و آقای «خوئی» هستند؛ کتابی به نام «مهذب الأحکام» دارد که حدود ۲۰- ۲۵ جلد است ایشان هم در آن‌جا دارد:

«استحباب التأسّی بالأنبیاء والأوصیاء والصلحاء»

در آخرش می‌گوید:

«وقوله تعالى: (لَکُمْ فِی رَسُولِ الله أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ)»

مهذب الأحکام فی بیان الحلال والحرام – السید عبد الأعلى السبزواری (وفات۱۴۱۴)، ناشر: مکتب آیه الله العظمى السید السبزواری ( قده )، ج۴، ص ۲۰۹

اهل‌سنت هم به همین شکل دارند. به طور مثال «سمرقندی» همین تعبیر را دارد:

«لقد کان لکم اقتداء بالنبی صلى الله علیه وسلم قدوه حسنه وسنه صالحه»

 تفسیر السمرقندی المسمى بحر العلوم؛ اسم المؤلف: نصر بن محمد بن أحمد أبو اللیث السمرقندی الوفاه: ۳۶۷، دار النشر: دار الفکر – بیروت، تحقیق: د.محمود مطرجی، ج۳، ص۴۹

«ابن حزم اندلسی» دارد:

«وقال تعالى (لقد کان لکم فی رسول الله أسوه حسنه) فقد جعل تعالى لنا أن نأتسی بفعله علیه السلام»

ما موظف هستیم طبق این آیه بر قول پیغمبر تأسی کنیم!

النبذه الکافیه فی أحکام أصول الدین ( النبذ فی أصول الفقه )؛ اسم المؤلف: علی بن أحمد بن سعید بن حزم الظاهری أبو محمد الوفاه: ۴۵۶، دار النشر: دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۴۰۵، الطبعه : الأولى ، تحقیق : محمد أحمد عبد العزیز، ج۱، ص ۴۶

آقای «ابو محمد ابن حزم اندلسی» ایشان هم به طور مفصل بحث کرده، در رابطه با سلام پیغمبر، دو رکعتی، سه رکعتی، قیام، رکوع، سجود و … می‌گوید تمام این‌ها:

« کل ما ذکر ها هنا فبوحی من الله تعالى فعله وکل من قدر ولم یشک فی أنه قد أتم صلاته…»

الفصل فی الملل والأهواء والنحل؛ اسم المؤلف: علی بن أحمد بن سعید بن حزم الطاهری أبو محمد الوفاه: ۵۴۸، دار النشر: مکتبه الخانجی – القاهره ج ۴، ص ۱۹

تمام آن‌چه را که از نبی مکرم صادر شده در کیفیت نماز، کیفیت روزه، کیفیت حج، کیفیت زکات و تمام این مسائل، همه و همه مشمول این آیه شریفه می‌شود که:

(لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ)

مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود!

سوره احزاب (۳۳): آیه ۲۱

  (أُولَئِکَ الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ )

آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن!

سوره انعام (۶): آیه۹۰

رسول اکرم هم، به سیره انبیاء گذشته خود مکلف بودند؛ چون شرایع، یکنواخت است از حضرت آدم گرفته تا رسول اکرم همه شرایع یکنواخت بودند حالا تغییراتی دارد، بعضی نسخ و … دارد ولی هدایت‌هایی که برای انبیاء گذشته بوده خدای عالم به خود پیغمبر می‌گوید:

(فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ)

پس به هدایت آنان اقتدا کن!

سوره انعام (۶): آیه ۹۰

همچنین «قاضی عیاض» که از متکلمین بزرگ اهل‌سنت است می‌‌گوید:

«وجوب اتباعه وامتثال سنته والإقتداء بهدیه»

الشفا بتعریف حقوق المصطفى؛ العلامه القاضی أبی الفضل عیاض الیحصبی ۵۴۴ ه‍، مذیلا بالحاشیه المسماه: مزیل الخفاء عن ألفاظ الشفاء، للعلامه أحمد بن محمد بن محمد الشمنی ۸۷۳ ه‍، دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع؛ ج ۲، ص ۸

طبق این آیه شریفه:

(لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ)

مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود!

سوره احزاب (۳۳): آیه ۲۱

لازم است که به سنت پیامبر اقتدا شود و از هدایت ایشان بهره مند شد.

«ابن کثیر دمشقی» می‌گوید:

«هذه الآیه الکریمه أصل کبیر فی التأسی برسول الله صلى الله علیه وسلم فی أقواله وأفعاله وأحواله»

تفسیر القرآن العظیم؛ اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی أبو الفداء الوفاه: ۷۷۴، دار النشر: دار الفکر – بیروت – ۱۴۰۱، ج ۳، ص ۴۷۵

«ثعالبی» و «صالحی شامی»‌ به همین شکل؛ یعنی شما به هر کدام از آقایان مراجعه بکنید می‌بینید بر این‌که یکی از آیاتی که بر حجیت سنت پیغمبر دلالت می‌کند – حالا این سنت، سنت قولی، فعلی یا اخلاقی باشد – این آیه شریفه است:

(لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ)

مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود!

سوره احزاب (۳۳): آیه ۲۱

بعد ما یک بحث دیگری این‌جا باز کردیم با عنوان «اقتداء عملی اهل‌بیت به سنت رسول الله»؛ همان حدیث شریف ثقلین که پیغمبر فرمود:

« وأنا تَارِکٌ فِیکُمْ ثَقَلَیْنِ أَوَّلُهُمَا کِتَابُ اللَّهِ فیه الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِکِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِکُوا بِهِ فَحَثَّ على کِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فیه ثُمَّ قال وَأَهْلُ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیْتِی»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی؛ ج ۴، ص ۱۸۷۳، ح ۲۴۰۸

البته این آقایان در کنار «حدیث ثقلین» «کتاب الله و سنتی» آورده‌اند:

«إنی قد ترکت فیکم شیئین لن تضلوا بعدهما کتاب الله وسنتی ولن یتفرقا حتى یردا علی الحوض»

المستدرک على الصحیحین؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری الوفاه: ۴۰۵ هـ، دار النشر: دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۴۱۱هـ – ۱۹۹۰م ، الطبعه : الأولى، تحقیق : مصطفى عبد القادر عطا، ج۱، ص۱۷۲، ح ۳۱۹

این را در جلسه بعد ان شاء الله به طور مفصل توضیح خواهم داد، بر این‌که خود ائمه (علیهم السلام) چیزی جز سنت پیغمبر نداشتند. هر آن‌چه که ائمه (علیهم السلام) بیان می‌کردند، در حقیقت حدیث و کلام پیغمبر بود؛

«حَدِیثِی حَدِیثُ أَبِی وَ حَدِیثُ أَبِی حَدِیثُ جَدِّی وَ حَدِیثُ جَدِّی حَدِیثُ الْحُسَیْنِ وَ حَدِیثُ الْحُسَیْنِ حَدِیثُ الْحَسَنِ وَ حَدِیثُ الْحَسَنِ حَدِیثُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ حَدِیثُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَدِیثُ رَسُولِ اللَّهِ وَ حَدِیثُ رَسُولِ اللَّهِ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.»

الکافی (ط – الإسلامیه)، نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیه، ج۱، ص۵۳،  بَابُ رِوَایَهِ الْکُتُبِ وَ الْحَدِیثِ وَ فَضْلِ الْکِتَابَهِ وَ التَّمَسُّکِ بِالْکُتُب‏، ح۱۴

یعنی کل آن‌چه که از ائمه برای ما صادر شده، چه قولی، چه فعلی، چه اخلاقی، تمامی این‌ها برگرفته از سنت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) است.

ما به همین اندازه اکتفا می‌کنیم؛ چون یک بحث جدیدی است اگر بخواهیم باز کنیم یک مقداری ناقص می‌ماند.

همان‌طوری که قبلا عرض کردم، حال من هنوز خیلی مساعد نیست. ضعف عمومی کاملا بر من غالب است، من دو مرتبه رفتم تست دادم، جواب تست جدیدمان دیروز آمد شکر خدای عالم مشکلی نیست؛ چون من یک مقداری احساس ضعف و بدن لرزه می‌کردم، و احساس خستگی مفرط داشتم، رفتم و آزمایش دادم.

ما یک مقداری به خودمان شک کردیم، لذا هفته گذشته رفتیم انواع و اقسام آزمایش‌ها را دادیم، شکر خدای عالم دیروز جواب آزمایش‌ها آمد، الحمدلله آثاری از کرونا تا الان به طرف ما نیامده است.

امیدواریم که همه شما و همه ما و همه خانواده‌های ما و همه مسلمان‌ها و حتی برای دیگر کشورها ما آرزو می‌کنیم خدای عالم این بلای ناگهانی کرونا را بر طرف کند و مردم گرفتار این بلای خانمانسوز نشوند.

امروز صبح بود من دیدم در بعض از شهرها مخصوصا در قسمت‌های جنوبی مثل «آبادان» و… دیگر فوق قرمز است؛ لذا برای آن‌ها هم دعا کنیم و این مسائل بهداشتی را که آقایان توصیه می‌کنند رعایت کنیم و دست‌هایمان را روز چند مرتبه بشوییم تا گرفتار این بلا نشویم.

الان که الحمدلله مواد بهداشتی در تمام داروخانه‌ها وجود دارد، در تمام سوپر مارکت‌ها است، دست‌مان را که به فلزات می‌زنیم و یا در ماشین‌های عمومی سوار می‌ّشویم و دست‌مان را به دستگیره‌ها می‌زنیم، بلا فاصله دست‌مان را ضد عفونی کنیم و یا بشویم.

تلاش کنیم با لباس‌های که بیرون می‌رویم آن‌ها را داخل خانه نیاوریم آن‌ها را در حیاط و یا در بهار خواب یک جایی بیندازیم تا به آن‌ها آفتاب بخورد. می‌گویند به مجرد که آفتاب به لباس بخورد، کرونا از بین می‌رود.

با کفش وارد اطاق نشویم، کفش را در حیاط و در یک گوشه‌ای جلوی تابش آفتاب قرار بدهیم، این چیزهای است که آقایان توصیه کرده‌اند این‌ها را رعایت کنیم؛ ولی با همه این‌ حال عرض کردم آماری که برای ما داده‌اند باعث تأسف است.

البته این آمار برای یک ماه قبل است؛ ما دویست و بیست نفر از روحانیون و اساتیدمان در سطح کشور در اثر کرونا از دار دنیا رفته‌اند و از میان ما رفته‌اند، بعضی از این‌ها از اساتید فرزانه‌ی حوزه بودند که متأسفانه دیگر در بین ما نیستند.

الان اگر دوستان سوال و فرمایشی دارند من در خدمت عزیزان هستم.

پرسش:

نظرتان در رابطه با «آقا میری» چه است؟

پاسخ:

در رابطه با آقای «آقا میری»! ما حرف‌های «آقا میری» را حرف‌های باطل می‌دانیم و ایشان یک آدم کاملاً منحرف است و دنبال تشکیک میان جوان‌ها است.

من چند تا از کلیپ‌های ایشان را دیدم حتی من از جناب آقای «ابو القاسمی» درخواست کرده بودم یک برنامه مناظره با ایشان بگذارند؛ گرچه جناب آقای دکتر «رفیعی» که از منبری‌های مشهور است یک کلیپی را صحبت کرده و علیه ایشان پخش کرده است.

کلیپ خوبی است من هم دیدم، شاید بهتر از آن هم می‌شد گفت، دیشب دیدم بعضی از دوستان برای من پیام داده بودند که آقای «ابو القاسمی» می‌خواهد با ایشان مناظره کند؛ ولی جناب آقای دکتر «رفیعی» در مناظره تجربه آن‌چنانی ندارد.

این «آقا میری» آدم خیلی شلوغ و مغلطه کاری است، توصیه کرده بودند اگر بشود با جناب آقای دکتر «رفیعی» ما صحبت کنیم که ایشان تناقضات ایشان را بیان بکند.

وقتی تناقضات ایشان بیان شد، این آقا رسوا می‌شود. بحث‌های علمی هیچ فایده‌ای ندارد، ایشان ده تا روایت را می‌بیند در یک روایت ضعیفی که معلوم نیست سنداً هم صحیح است این بابا اصلاً معلوم نیست «علم رجال» هم بلد باشد یا نه؛ بعد یک روایتی در کنار این‌ها می‌بیند شروع به مسخره می‌کند. یک سری هستند خریدار این‌طور مطالب هستند.

پرسش:

خوب است که سال آینده به همین منوال باشد یعنی کلاس به صورت مجازی باشد.

پاسخ:

یعنی شما نمی‌خواهید از کنار زن و بچه بیرون بیایید!؟ الحمد لله خدای عالم محبت زن و بچه را بیشتر در دل شما قرار داده؛ آن‌هایی که اتاق خلوتی دارند و سر و صدا نیست روش خوبی است؛ ولی حضرت امیر (سلام الله علیه) فرمودند:

« العِلمُ لا یَحصُلُ إلاّ بِخَمسَهِ أشیاءَ : أوَّلُها بِکَثرَهِ السُّؤالِ، والثّانی بِکَثرَهِ الاِشتِغالِ ، والثّالِثُ بِتَطهیرِ الأَفعالِ ، والرّابِعُ بِخِدمَهِ الرِّجالِ ، والخامِسُ بِاستِعانَهِ ذِی الجَلال »

موسوعه العقائد الإسلامیّه؛ محمّد الرَّیشهری؛ بمساعده رضا برنجکار وعبد الهادی المسعودی؛ تحقیق: مرکز بحوث دار الحدیث قم، ۱۴۲۵ ق؛ ج۲، ص ۲۸۱، ح ۲۳۸۳؛ به نقل از المواعظ العددیّه، ص ۲۶۴

یکی از شرایط تحصیل علم، «خدمه الرجال» هست. بحث‌های چهره به چهره تأثیری دارد که بحث‌های نرم افزاری ندارد؛ ولذا وقتی انسان حضوری می‌آید، انسان استاد را می‌بیند استاد شاگرد را می‌بیند؛ بعضی وقت‌ها مطالبی در لابه‌لا به ذهن آدم می‌آید می‌خواهد سوال بکند و … این خوب است.

لذا من صد تا از این بحث‌ها را با یک بحث حضوری عوض نمی‌کنم، این بحث‌ها تقریباً شبیه بحث‌های نواری است و درس‌های نواری انسان را به جای نمی‌رساند.

پرسش:

در ظهور آیه مورد بحث، اختلاف است که آیا حسنه بودن دلیل بر چیست؟

پاسخ:

(لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ)

مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود!

سوره احزاب (۳۳): آیه ۲۱

«اسوه حسنه» هر چه می‌خواهد باشد فرقی ندارد. این حسنه، اگر در واجبات باشد «حسنهٌ واجبه» است. در محرمات باشد «شیئٌ محرمه»، در مکروهات و هر چه باشد.

وقتی خدای عالم می‌گوید پیغمبر برای شما الگو است و الگوی خوبی هم است، این نشان می‌دهد بر این‌که این‌طوری نیست که فقط سخن پیغمبر در قرآن برای ما حجت باشد، سخن غیر قرآنی پیغمبر هم برای ما حجت است، با توجه به توضیحاتی که داده شد.

پرسش:

از کجا صحت کتب روائی مشابه «فضل بن شاذان» را تشخیص دهیم؟

پاسخ:

کتاب‌هایی که به ائمه عرضه شدند این‌ها با سندهای صحیح برای ما رسیده، وقتی با سند صحیح رسید دیگر ما شبهه‌ای نداریم.

و اضافه این موارد هم در حد مستفیض و فوق مستفیض است. وقتی ما سه چهار مورد می‌بینیم کتاب‌ها به ائمه (علیهم السلام) عرضه می‌شود، برای ما اطمینان عقلائی می‌آید بر این‌که، این قضیه در عصر ائمه (علیهم السلام) جاری بوده و هیچ مشکلی نداشته است.

پرسش:

درباره وضعیت کشور نظر حضرتعالی چیست؟

پاسخ:

ما در سابق گلایه می‌کردیم مجلسی‌ها چنین و چنان هستند، حالا مجلسی‌ها در اختیار دوستان تابع ولایت فقیه قرار گرفتند، همه‌شان افرادی هستند دغدغه خدمت به مسلمان‌ها و مردم را دارند ببینیم این آقایان چه کار می‌خواهند بکنند!

جناب آقای «رئیسی» را خدا خیرشان بدهد، دقت‌هایی داشت و کارهای انجام داد، دانه درشت‌های خیلی کمی یعنی از صد مورد سه، چهار مورد قدرت حیدری را عملی کردند.

امیدواریم بعد از این بهتر بتوانند این کار را بکنند. حالا که مجلس هم با این‌ها است بتوانند دانه درشت‌ها و … و آن اموالی که ناحق در اختیار افراد قرار گرفته این‌ها را بر گردانند.

خدا ان شاء الله همه عزیزان و بزرگواران را موفق بدارد.

«والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته»

Source link

علی اکبر

مجله سیراف از سال 96 فعالیت خود را آغاز کرده است،تمام تلاشم انتشار محتوای سالم و منحصر بفرد مورد نیاز کاربران با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. 09900995320

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا